قوانین بازی (مدیریت فرایند)

روش های موثر در مسائل روز بازار کسب و کار (مدیریت فرایند)

مرجع عملیاتی زنجیره طراحی: DCOR: Design Chain Operations Reference Model

گرد آوری و تنظیم : علیرضا مرادی خجسته

کارشناس مسئوول برنامه ریزی و کنترل تولید سالن پرس

Moradi_ar@saipacorp.com

امروزه مهمترین جنبة طراحی محصول، طراحی بر اساس نیازها و خواسته های مشتریان است. بنابراین طراحی محصول مطابق انتظارات مشتریان نیاز به طرح و برنامه مشخصی دارد؛ به­طوری که محصول تولید شده دارای قابلیت­های مورد نظر بوده و قیمتی برابر و یا کمتر از محصولات تولیدی رقبا باشد. به منظور رسیدن به این هدف، تلفیق ابزارهای طراحی همچون مهندسی ارزش و گسترش عملکرد کیفیت ضروری است. با توجه به نقاط مشترک بسیاری که بین دو روش مهندسی ارزش و گسترش عملکرد کیفیت وجود دارد، تلفیق آنها باعث کامل شدن هر دو روش می­شود. از طرف دیگر، مهمترین سوالی که در زمان طراحی یک محصول مناسب مطرح می شود اینست که : بهترین راه برای تخصیص منابع جهت حداکثر کردن رضایت مشتریان چیست؟ مدل DCOR یا همان مدل مرجع عملیاتی زنجیره طراحی، به موضوع طراحی محصول با در نظر گرفتن زنجیره بازاریابی و فروش، زنجیره تأمین قطعات، نیازهای مشتری، استفاده از مهندسی ارزش و توجه به خواسته­های کیفی و کمی مشتریان می پردازد .

مدل مرجع عملیاتی زنجیره طراحی:

این مدل چارچوبی را فراهم کند تا فرایند طراحی محصول، با توجه به طراحی زنجیره تأمین قطعات و نحوه بازاریابی و فروش و با هدف دستیابی به کمیت و کیفیت مورد نیاز مشتری و در نظر گرفتن وضعیت رقبا و استفاده از تکنیک­های مهندسی ارزش، انجام شود. طراحی محصول، طراحی زنجیره تأمین قطعات آن، طراحی زنجیره ارزش و زنجیره بازاریابی و فروش باید به صورت همزمان مد­نظر قرار گیرد تا محصول طراحی شده، قابلیت تولید با کمیت و کیفیت مناسب و رقابت پذیری را داشته باشد.

برنامه ریزی
 این مدل بر اساس پنج اصل برنامه­ریزی، تحقیق، طراحی، تکمیل و اصلاح، سازماندهی می شود.

تحقیق

تکمیل

 اصلاح

 طراحی

 Design Chain Operations Reference Model:DCOR

 در ذیل به شرح مختصری از طراحی محصول، طراحی زنجیره تأمین قطعات، طراحی زنجیره ارزش که همگی در این مدل اهمیت به­سزایی دارند می پردازیم و البته موضوع طراحی زنجیره بازاریابی و فروش نیز در این مدل مورد توجه است که در اینجا به آن پرداخته نمی­شود:

طراحی محصول:

طراحی محصول یکی از گرایش­های مهندسی طراحی صنعتی بوده و عبارت است از روند طراحی یک محصول و کالا به قصد تولید صنعتی. روند طراحی محصول را می­توان (و بلکه لازم است تا) با بکارگیری کامپیوتر به عنوان ابزار طراحی، آنالیز، نقشه کشی، حجم سازی و مدل سازی ، تسریع و تصحیح و بهینه سازی کرد.

برخی مراحل طراحی محصول عبارتند از :

1 - تحقیقات و پژوهش­های بازار

2 - آنالیز نمونه­های احتمالی موجود

3 - مرحله تعیین هدف

4 - مرحله ایده­پردازی و خلاقیت

5 - مرحله طراحی اولیه

6 - مرحله تعدیل طراحی

7 - مرحله طراحی نهایی

8 - مرحله نمونه­سازی کامپیوتری

9 - مرحله تعدیل عملکردی

در روند کامپیوتری طراحی محصول می­توان هر کالایی را پیش از تولید درون کامپیوتر مشاهده و آنالیز و از زوایای مختلف بررسی کرد. همچنین با استفاده از توان محاسباتی کامپیوتر می­توان محاسبات مختلف مراحل طراحی و تولید را با سرعت و سهولت و دقت راهبری نمود. تکنولوژی­های موسوم به سی­.­ان­.­سی

(COMPUTER NUMERIC:CNC CONTROL) می­توان فایل خروجی حاصل از طراحی قطعات صنعتی توسط نرم­افزارهای نقشه­کشی و طراحی فنی و مهندسی را مستقیما به ماشین ابزار سپرد و قطعه مورد نظر با دقت غیر­قابل رقابتی از دستگاه تحویل گرفت.

با توجه به گرایش‌های طراحی­صنعتی، ابداع، ابتکار، خلاقیت و ایده‌پردازی از پایه‌های اساسی کار هر طراح صنعتی می‌باشد. پس نمی‌توان به صرف وجود محصولات و روش‌های فعلی از نوآوری و ابتکار دوری جست. قدر­ مسلم انسان تنوع‌طلب است و با توجه به همین اصل است که نوآوری در فرم ظاهری کالا و تولیدات ضروری می­نماید و از آن مهمتر نیازهای عملکردی آنان چنان وسیع و روزافزون است که خلاقیت و اختراع و ابتکار در کارکرد تولیدات و محصولات جایگاهی بس مهمتر می یابد. به عنوان مثال شما هیچگاه از بهترین غذا و یا لباس مورد علاقه خود به شکل پیوسته و پشت سر هم استفاده نمی‌کنید و این بدلیل دوری از تکرار و روزمره شدن آنها می‌باشد. به همین ترتیب پاسخ به تنوع‌طلبی استفاده‌کننده یکی ازعوامل مهم کار طراح در جهت رسیدن به طرح مطلوب است. همچنین با ارائه و تعریف روش­ها و سبک­های جدیدی از زندگی انسان (مثل آپارتمان­نشینی، مسافرت­های هوایی طولانی مدت، عملیات نظامی، مسابقات اسکی سرعت که همگی الگوهایی جدید از زندگی انسان و زمینه بروز نیازهای جدید می­باشند) ضرورت­ها و نیازمندی­های جدیدی در خصوص ابزار و روش­ها بروز می­کند که نیازمند نگرش و دید عمیق طراح برای ارائه روش­ها و راه­حل­هایی راهگشا در قالب ابزار و کالا و تولیدات نوین می­باشد.

در پروسه طراحی همواره یک علت خارجی یا یک مخاطب غیر از خود طراح وجود دارد که نیاز طراحی را مطرح می‌کند و اینکه طراح صرفاً به رفع نیاز مخاطب توجه و تامل کند، یکی از اصول اولیه طراحی صنعتی می­باشد که مخاطب­مداری نامیده می­شود.

طراح با توجه به علم و هنر طراحی، محصول، محیط و یا روشی را برای مخاطب خلق می­کند که خواسته‌های تعریف شده او را در جهت حصول به هدف معینی (مثلاً کسب امنیت، آرامش، سهولت استفاده، قیمت ارزان، آرامش و یا حتی لذت) مهیا کند. طراحان صنعتی آشتی‌دهندگان صنعت، ‌هنر و اقتصاد هستند و در تمام کارخانجات و خطوط تولید دنیا در راس هرم مدیریت تولید کالا و محصولات قرار دارند.

ایجاد هویت واحد برای یک کالا یا یک گروه کالایی و یا حتی تمامی کالاهای تولیدی یک شرکت از دیگر وظایف طراح صنعتی است. بنابراین آنچه که شما به عنوان هویت کالاهای شرکت‌هایی همچون سونی، بی.ام.و، آدیداس، آرکوپال و یا نظایر آن می‌شناسید، نتیجه مستقیم خلاقیت، فعالیت، طراحی و تجزیه و تحلیل‌ طراحان صنعتی این شرکت‌هاست.

طراحی زنجیره تأمین قطعات :

طراحی زنجیره تأمین قطعات از مواردی است که همزمان با طراحی محصول جدید باید مد نظر قرار گیرد . در ذیل به شرح مدل SCOR که مدل مرجع عملیاتی زنجیره تأمین است و بحث طراحی را نیز مورد توجه قرار می­دهد، می پردازیم :

مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین(SCOR) از ابتدا به­عنوان نوعی مدل مرجع فرایند معرفی شد، که این موضوع تا حد زیادی رویکرد مدل را تعیین می­کند. مدل SCOR مدلی استاندارد شامل واژگان فنی، مجموعه تعاریف و اصطلاحات و معیارهای اندازه­گیری است که با تبیین فرایندهای استاندارد و تطبیق فعالیت­های زنجیره تأمین با بهترین شیوه­های تجربه شده، اهدافی چون ایجاد ارتباط مؤثر و پایدار میان شرکای زنجیره تأمین، استاندارد­سازی ارزیابی عملکرد فرایندی و نهایتا اجرای مدیریت مؤثر زنجیره تأمین را مورد توجه قرار می­دهد­.

این مدل که جهت تدوین و اجرای موفقیت­آمیز اصول توسعه و بهبود زنجیره های تأمین ایجاد شده، به سازمان­ها این امکان را می­دهد که زنجیره تأمین خود را با تغییر طراحی فرایندها، دگرگون نمایند­.

درحالیکه بسیاری از مفاد اساسی مدل سالها توسط متخصصین امر اجرا گردیده، لیکن مدل SCORچارچوب منحصربه­فردی را ایجاد نموده تا فرایندهای تجاری، استانداردها، روش­های بهینه­سازی و اجزای فناوری در جهت ایجاد ساختاری یکپارچه به­منظور پشتیبانی از ارتباطات مؤثر میان شرکای زنجیره تأمین و ایجاد بهبود در اثربخشی مدیریت زنجیره تأمین و شناسایی و بارورسازی فرصت­های کسب مزیت رقابتی در رابطه با زنجیره تأمین، به­یکدیگر متصل گردند­. همچنین سازمان­ها را قادر می­سازد تا با جهت­گیری هدف برمبنای تعیین عمکرد فرایندی شرکت­های مشابه(براساس بهترین تجارب) از وضعیت موجود فاصله گرفته و با ایجاد بهبود در فرایندهای زنجیره تأمین به وضعیت موردنظر در آینده دست یابند­.

محدوده مدل، تمامی تعاملات مشتری از درخواست خرید تا پرداخت صورتحساب را در قالب تعاملات بازار( از دریافت تقاضای کل تا تکمیل هر سفارش) شامل می شود­. SCOR از تأمین کننده تأمین کنندگان تا مشتری مشتریان زنجیره تأمین(مصرف کننده نهایی) را در­بر می­گیرد­.

سطوح مدل SCOR

مدل SCOR از یک هرم چهار سطحی در ترسیم مسیری که سازمان­ها جهت اندازه­گیری و بهبود عملکرد زنجیره تأمین خود باید طی کنند، استفاده می کند .

با تعریف شبکه و تعیین نقاط همکاری- جایی که شرکت­ها و موسسات با فعالیت­های مشترک و تقسیم شده برای همکاری گردهم می آیند-کار آغاز می­شود:

سطح 1 - انواع فرایند :

در سطح یک، هدف و مضمون (مفاد) مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین تعیین می­شود­. این سطح پنج فرایند مدیریتی را که سازمان طی آن، استراتژی عملیاتی و موقعیت­های رقابتی خود را تعیین می­کند شامل می­شود­: فرایندهای طرح­ریزی، منابع­یابی، ساخت، تحویل و برگشت .

1- فرایند طرح­ریزی : مدیریت و برنامه­ریزی عرضه و تقاضا، متعادل­سازی منابع نسبت به نیازمندی­ها در طول زنجیره­تأمین، برنامه­ریزی­موجودی، تولید و توزیع، RCCP (برنامه ریزی تخمینی نیازمندی­های ظرفیت) .

انجام فعالیت­های فوق به­خصوص بالانس عرضه و تقاضای کل، بسترسازی مناسب برای ایجاد بهترین شرایط همکاری در فرایندهای بعدی زنجیره تأمین؛ یعنی منابع­یابی، تولید و تحویل را به­همراه خواهد داشت .

2- فرایند منابع­یابی­: تعیین و تائید صلاحیت تأمین­کنندگان، برنامه نظارت بر عملکرد تأمین­کنندگان، انجام مذاکرات جهت عقد قرارداد با فروشندگان و در نهایت خرید و دریافت مواد­.

حاصل این فرایند، تهیه و تدارک کالا و خدمات براساس تقاضای برنامه­ریزی شده و یا تقاضای واقعی خواهد بود .

3- فرایند­ساخت­: ساخت محصول تمام شده شامل تولید، تست کیفی، بسته بندی، تغییرات مهندسی، نگهداری (انبارش) و ترخیص محصولات .

با اتمام این فرایند، محصول مطابق برنامه و یا تقاضای واقعی به وضعیت نهایی تبدیل می­گردد­.

4- فرایند تحویل­: شامل مدیریت سفارش­ها و اعتبارها، مدیریت انبار، مدیریت حمل ونقل، ایجاد و پشتیبانی بانک اطلاعاتی مشتریان و پشتیبانی پایگاه داده محصولات و قیمت­ها (شامل اطلاعات فروش و سفارشات) .

هدف این فرایند عرضه خدمات و کالاهای ساخته شده طبق برنامه و یا تقاضای واقعی می­باشد­.

5- فرایند برگشت­: برگشت مواداولیه، دریافت محصولات ساخته شده برگشتی، نگهداری، بررسی و اصلاح.

این فرایند به نوعی بیانگر لجستیک معکوس می­باشد که طی آن عودت مواد و قطعات و یا دریافت محصولات برگشتی (به هر علت) در راستای حمایت از مشتری انجام می­گیرد­.

سطح 2­-­­ پیکربندی­:

مدل SCOR انواع فرایندها را که ممکن است جزیی از زنجیره تأمین باشد، تعیین و تعریف می­نماید­. سازمان­ها نیز شایسته­است فعالیت­های لازم را به­منظور به­کارگیری این فرایندها، پیکربندی کنند.

در سطح2 ارائه بسیاری از جزئیات جهت تسطیح زنجیره تأمین و انجام آنالیزهای حساسیت در راستای ارزیابی اثرات بالقوه بهبودهای احتمالی آینده، مطرح می­شود.

چگونگی پیکربندی فرایندهای اصلی زنجیره تأمین، بر اجرای راهبردهای عملیاتی سازمان­ها تاثیرات به­سزایی خواهد­گذاشت .

سطح 3­- جزئیات فرایند­:

دسترسی به اطلاعات مناسب، لازمه ارائه اهداف توسعه­ای زنجیره تأمین است. لذا اطلاعات لازم برای برنامه­ریزی صحیح و تنظیم اهداف به­منظور بهسازی زنجیره تأمین در سطح سه تهیه می­گردد. تعریف اجزای فرایند، تعیین ورودی­ها و خروجی­های فرایند، تبیین استانداردهای عملکرد و ایجاد سیستم­های پشتیبانی جهت اجرای بهترین روش­های تجربه شده، در این سطح مورد توجه قرار می­گیرد­.

سطح 4­- اجرا و پیاده­سازی­:

در این سطح شرکت­ها شیوه­های خاصی از مدیریت زنجیره تأمین را به­طور آزمایشی اجرا می­کنند .

تمرکز بر ایجاد توسعه و بهبود در عمل به­منظور پاسخگویی مناسب به تغییرات تجاری پیش­رو، از اهداف این سطح است.

همان­طور که در شکل1 مشاهده می­گردد، این سطح در حوزه و محدوده مدل قرار نداشته و در مدل استاندارد صنعتی نیز تعریف نشده­است چرا که فاز پیاد­ه­سازی و اجرا می­تواند برای هر شرکتی منحصر به­فرد باشد­.

طراحی زنجیره ارزش :

زنجیره­ارزش: مایکل­پورتر اندیشمند حوزه کسب و کار در سال 1985 مدل زنجیره ارزش را ارائه داد (PORTER 1985). براساس این مدل فعالیت­هــــای دخیل در سازمان­های تولیدی را می توان به دو بخش: فعالیت­های اصلی و فعالیت­های پشتیبانی تقسیم کرد. این فعالیت­ها عبارتند از:
1 – فعالیت­های­اصلی: تدارکات ورودی، عملیات تولیدی، تدارکات خروجی، بازاریابی و فروش، خدمات پس از فروش.

2 – فعالیت­های پشتیبانی: زیرساخت­های سازمانی (حسابداری مالی مدیریت)، مدیریت منابع انسانی، تحقیق وتوسعه، تهیه و تدارکات.

فعالیت­های اصلی آن دسته از فعالیت­هایی هستند که اصطلاحاً ارزش­افزا (VALUE-ADDED) نامیده می­شوند. یعنی انجام أنها سبب ارتقای ارزش محصول و حرکت أن به سمت مشتری می شوند. مثلاً مواداولیه وارده، دریافت، ذخیره سازی و... می شود (لجستیک ورودی) سپس عملیات تولیدی بر روی این مواد صورت می گیرد که آن را به محصول تولیدشده ارتقا می دهد. در ادامه محصول تولیدی بسته­بندی، حمل و انبار می شود (لجستیک خروجی). سپس فعالیت­های بازاریابی بر روی محصول سبب افزایش ارزش محصول و فروش آن سبب تبـــــدیل محصول به پول می شود. خدمات پس از فروش نیز فعالیت ارزش افزای دیگری است که در انتها درمورد محصول اعمال شود.تمامی این فعالیت­ها منبع مستقیم ســـــودآوری سازمان به شمار می روند.

فعالیت­های پشتیبانی آن دسته از فعالیت­هایی هستنـــد که حول فعالیت­های اصلی و برای آماده­ســـــــازی شرایط اجرای آنها انجام می­شوند.

 رویکرد زنجیره ارزش در تحلیل فعالیت­های درون سازمانی، ابزاری مؤثر در شناخت نقاط ضعف و قوت و تصمیم گیری درمورد هریک از این فعالیت­هاست. این زنجیره از دوسو با مؤثرترین عوامل محیطی یعنی تأمین­کنندگان و مشتریان مرتبط می­شود. ارتباط زنجیره ارزش سازمان با زنجیره ارزش تأمین کنندگان و مشتریان تشکیل زنجیره ای را می دهد که " پــــورتر" از آن به عنوان سیستم ارزش نام می برد. اما اسامی دیگری مانند شبکه­ارزش و یا زنجیره ارزش­گسترده و نیز زنجیره عرضه بر آن اطلاق شده است.امروزه فناوری اطلاعات در هریک از این حلقه های زنجیره ارزش گسترده، کاربردهای عملی و مؤثری یافته­است.

نتیجه گیری :

طراحی محصول مطابق انتظارات مشتریان به طرح و برنامة مشخصی نیاز دارد به­طوری که محصول تولید شده دارای قابلیت­های مورد نظر بوده و دارای قیمتی برابر و یا کمتر از محصولات تولیدی رقبا باشد، بدین منظور مدل DCOR جهت دستیابی به این هدف و بر اساس طراحی محصول با توجه به نیازهای کمی و کیفی مشتری ، وضعیت رقبا و در نظر گرفتن نحوه عملکرد زنجیره تأمین کنندگان قطعات­، بازاریابی و فروش و توجه به مهندسی ارزش برای تولید محصولی با خواسته­های مشتری استفاده می شود.

منابع :  http://www.logisticstoday.com/sNO/7895/LT/displayStory.asp

_ سیدحسینی سیدمحمد - ناظمی جمشید، توسعه ساختارهای مهندسی و تکوین محصول در صنعت مجله علمی پژوهشی اقتصاد و مدیریت، شماره 46

  
نویسنده : محمد دولت آبادی ; ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳٩٢